بعد از نزدیک به سه ماه برای یک سری کارها اداری اومدم خونه!
در بدو ورود بغل و روبوسی و دست بوسی و چطوری و دلمون تنگ شده و اینا!
چند دیقه بعد! ابوی خطاب به مامان: شما رو دوبار بغل کرد من رو یک بار!
مامان در جواب ایشون: به جاش دست شما رو بوسید من رو فقط باهام روبوسی کرد!
پدر و مادرم هستن! با سابقه بیش از 40 سال زندگی مشترک! حسودم نیستن اصلن!
برچسب: دارالمجانین,کانون,خانواده,
نویسنده: روژان کریمیان
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان
برچسب: منقرض,
نویسنده: روژان کریمیان
تاریخ که بخونی بسته به جهتی که برای نگاه بهش انتخاب میکنی، افرادی رو دوست خواهی داشت و افرادی رو دوست نخواهی داشت. خیلی وقتا سخته بی طرف بودن.
برای مثال من شیخ فضل الله رو دوست ندارم. (نگید کی دوست داره! خیلی از آدمها معقول حداقل تاییدش کردن. ارجاع میدم به افاضات جلال آل احمد در موردش!) بسیار متاسف هستم که بعد از استبداد صغیر با اعدام این مدافع استبداد و محمدعلی شاه، باعث موندگاریش در تاریخ شدند.
برچسب: زندگی,
نویسنده: روژان کریمیان
ابراهیم یزدی هم رفت...
پ. ن: ممکنه خیلی ها دوستش نداشته باشن. خیلی ها منش سیاسیش رو نپسندن و...
همون جور که چند پست قبل نوشتم: تاریخ که بخونی بسته به جهتی که برای نگاه بهش انتخاب میکنی، افرادی رو دوست خواهی داشت و افرادی رو دوست نخواهی داشت.
در جهتی که من برای نگاه به تاریخ انتخاب کردن اعضای نهضت آزادی با وجود تمام انتقادهایی که از نظرم بهشون وارده دوست داشتنی هستن.
این فقط نگاه منه، لزومن درست
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان
برچسب:
نویسنده: روژان کریمیان